تاثير اقليم هاي پنجگانه در سطح جهان از ديد گاه ابن سينا
· اقليم اول منطقه استوايی
· اقليم دوم منطقه گرمسيري
· اقليم سوم منطقه نيمه گرمسير
· اقليم چهارم منطقه معتدله
· اقليم پنجم منطقه قطبي
اهميت موضوع و كاربردهای آن
شرايط اقليمي و موانع طبيعی نظير اقيانوس، از يك طرف و وابستگی بعضی ازعوامل عفونت زا به ناقلين و مخازن خاص ، از طرف ديگر باعث محدود شدن بعضي از بيماري ها به مناطق خاصي از كره زمين گرديده و گاهي اين محدوديت به هيچ كدام از عوامل ذكر شده مربوط نبوده ، بلكه شرايط اقتصادي و فرهنگي بعضي از كشورها مانع دستيابي به كنترل و ريشه كني برخي از بيماري ها گرديده وحال آنكه بسياري از كشورهاي ديگر،چنين توفيقي راكسب نموده اند و اين
در حالي است كه امّنيت بهداشتي هر كشوري،تنها در سايه امنّيت جهاني بهداشت،حاصل مي گردد زيرا عليرغم محدوديّت جغرافيايي بسياري از بيماري هاي مسري، مسافرت هاي سريعالسير و مبادله كالاهاي مختلف بين كشوري،كل جهان را به سياحتگاه يا بازارچه محدودي تبديل كرده است كه هر لحظه ميليون ها نفر از كشورهايي به كشورهاي ديگر،در حال پرواز يا ميليون "تُن"كالا بين كشورهاي مختلف ،در حال مبادله است وهمه ي اين ها يعني تماس نزديك تمامي سكنه كره زمين با يكديگر و احتمال بالقوه انتشار بيماري هاي محدود و منطقه اي به ساير مناطق .با اين وجود حتي در اين شرايط،كانون ها ي جغرافيايي بيماري ها به قوّت خود باقي بوده آگاهي از انتشار جغرافيايي بيماري ها براي برنامه ريزي هاي بهداشتي هر كشور ، لازم است تا از موقعيّت هر بيماري در كّل جهان و مناطق مختلف كشور ،با خبر گرددو تدابير بهداشتي لازم براي مسافرين خود به كشورها واستان ها ي ديگر و پذيرش مسافر ، از ساير مناطق را در سياستگذاري هاي بهداشتي خود بگنجاند و بديهي است كه هر چه كشورها به همديگر ،نزديك تر باشند اشتراكات و تشابهات بيشتري در سر نوشت بهداشتي آنان وجود دارد ولذا آگاهي از وضعيّت بيماري هاي هر منطقه جغرافيايي، براي كشورهايي كه در آن منطقه واقع شده اند از اهميّت بيشتري بر خوردار مي باشد.
عوامل مؤثر در محدوديّت جغرافيايي يك بيماري
1.ويژگيهاي ژنتيك وشيوههاي زندگي ساكنين
2.وجودعوامل بيماريزاي بيولوژيك،شيميايي،فيزيكي،فرهنگي و.......در محل
الف-مشخصات ساكنين مناطق
1.تجمع گروههاي قومي در مناطق مختلف
2.تجمع گروههاي مذهبي در مناطق متفاوت
3.اشكالات ژنتيك
ب-مشخصات منطقه جغرافيايي
1.مشاهده ميزان وقوع با لادر كلّيه گروههاي قومي ساكن منطقه
2.عدم مشاهده ميزان وقوع بالا در همان گروههاي قومي ساكن ساير مناطق
3.ابتلاءافراد سالميكه به تازگي واردمنطقه ميشوندبه همان ميزاني كه افراد بومي ساكن ،مبتلا ميگردند(به استثناءبيماريهاي منطقه اي ارثي)
4.عدم ابتلاء افراد بومي منطقه كه به مناطق ديگر مهاجرت كرده اند و يا بهبودي از آن بيماري با ترك منطقه (به استثناءبيماري هاي منطقه اي ارثي)
5..در مورد بيماري هاي مشترك بين حيوانات و انسان، حيواناتي كه در همان منطقه زندگي مي كنند نيز با شيوع زيادي مبتلا شده ، ضوابط فوق،شامل آنان نيزبشود.
بديهي است كه در بين عوامل مورد اشاره ،تاثير محيط زيست ومخصوصاً آب وهوا و سايرجنبه ها ي اكولوژيكي كه باعث بقاي حيوانات و گياهان موجود درمحل زيست انسان ميشود ، از اهميّت والايي بر خودار ميباشد.ضمناً محيط گياهي ،علاوه بر نقش مهمي كه در تعيين محيط حيواني دارد ممكن است مستقيماً باعث بيماري هاي ناشي از تماس يا مصرف آن ها گردد. همانگونه كه محيط فيزيكي نيز به نوبه خود نقش بارزي در بروز بيماري ها و ناتواني هاي ناشي از تاثير مستقيم حرارت ، سرما، ارتفاع و.......ايفاءنموده،محيط فرهنگي،ميزان تاثيرمحيط زيست،محيط گياهيومحيط فيزيكيرا تعديل يا تشديد نماييد.
وضعيّت كلّي كشور ايران از نظر شرايط اقليمي و انتشار
جغرافيايي بيماريها
هر چند دريايي خزر در شمال و خليج فارس و درياي عمان در جنوب كشور ايران واقع شده است ولي وجود سلسله جبال البرز در شمال(از شمال غربي به شمال شرقي)و زاگرس در جنوب (از شمال غربي به جنوب شرقي)همانند ديوار عظيم و بسيار مرتفعي مانع نفوذ رطوبت وابرهاي باران زا به نواحي مركزي كشور، مي شوند.در حاليكه در شمال كوه هاي البرز و غرب كوه ها ي زاگرس ،وضع به گونه ديگري است و از نعمت رطوبت و باران و آباداني ناشي از آن برخوردار بوده بدينوسيله شرايط اقليمي متنوع وحتي متّضادي در نقاط مختلف سرزمين كهنسال ايران پديدآمده موجبات تنوّع حيوانات و گياهان متنوّع وبه تَبَع آن بيماري هاي گوناگوني را فراهم كرده است و هر چند در پزشكي جغرافيايي ، بيماري هاي ناشي از شهر نشيني رانمي توان از نظر اقليمي به درستي ،طبقه بندي نمود ولي به طور كّليميتوانسرزمينايران را به هفتمنطقه،تحت عنوان اقليمهاي هفتگانه تقسيم كرده و بيماري هاي مرتبط با هريك از اين مناطق را شرح داد.
هفت اقليم كشور ايران
الف-مناطق ساحلي درياي خزر كه به دو قسمت غربي-مركزي و شرقي تقسيم ميشود.
ب-مناطق ساحلي خليج فارس و درياي عمان كه به دو قسمت غربي وشرقي تقسيم مي شود.
ج-منطقه كوهستاني و مرتفع فلات مركزي
د-مناطق كوهپايه اي فلات مركزي
ه-مناطق صحرايي
منطقه ساحلي درياي خزر
1.قسمت غربي و مركزي
اين منطقه از سواحل درياي خزر ،شامل استان گيلان و مازندران مي باشد. منطقه اي است مرطوت و پر باران به طوري كه ميزان بارندگي ساليانه آن تا بيش از 1000 ميلي ليتر مي رسد. ارتفاع مناطق دشت ساحلي آن تقريباً همسطح دريا است واز هواي معتدلي برخوردار بوده،ميانگين حرارت آن بين 15تا20 درجه سانتيگراد است. اين اقليم داراي نقاط با تلاقي فراوان و دشت هاي همسطح دريا ،مزارع برنجكاري وسيع و كوههاي پوشيده از جنگل هاي سر سبز و رود خانه هاي متعدد و پر آبي مي باشد. غذاي عمده مردم،ماهي،برنج وگوشت گوسفندو گاو مي باشد.در جنگل ،انواع حيوانات جنگلي مانند گراز،شغال، گربه وحشي،پلنگ وانواع پرندگان ، زندگي ميكنند و دامنه كوه هايمُشرِف به دريايخزر،از جنگل انبوه پوشيده شده است.
بيماري هاي شايع در ناحيه غربي- مركزي ساحل درياي خزر
شرايط اقليمي اين منطقه،زمينه را براي بروز و شيوع برخي از بيماريها مشاعدميكندبه طوري كه باران هاي سيل آسا از طرفي باعث رطوبت هواوبه تبع آن افزايش بقايكيستانگلهاو بعضي از باكتري ها در محيط مي شود و از طرف ديگر منجر به تشكيل مرداب ها و با تلاق هايي مي گردد كه نهايتاً به كانون هاي وسيع تكثير پشه ،تبديل مي گردند.ضمناً بسياري از اين مناطق به دليل وجود ابرهاي طولاني ، در بيش از نيمي از ايام سال،از نعمت تابش آفتاب و خواص ضد ميكروبي آن محرومند و شيوع بالاي راشتيسم در اين مناطق ،نبايددور از انتظار باشد.
درمجموع ، به علّت وجود جنگلها و مناطق باتلاقي محل نشو ونماي لاروهاي پشه و ارتباط فاضلاب ها با آب هاي سطحي در مناطقكوهستاني و سفره آب هاي عمقيدرمناطق دشتي ووجود جنگل به عنوان پناهگاه حيوانات جنگلي كه ممكن است مخازن بسياري از بيماريهاي مشترك انسان و حيوان باشند اين اقليم مي تواند جايگاه طبيعي بسياري از بيماري هاي مشترك بين حيوانات وانسان ونيز آلودگي هاي انگلي روده اي باشد. از انگلهاي شايع انسان در اين ناحيه مي توان استرو نژيلوئيدس استركوراليس، كرم قلابدار ،تنياساژيناتا.....وفاسيولا هپاتيكا را نام برد.
2.قسمت شرقي درياي خزر
استان گلستان در ضلع شرقي درياي خزر قرار دارد و شامل دشت گرگان و تركمن صحرا در جنوب رود اترك مي باشد. از جنوب و جنوب شرقي به كوهپايه هاي جنگلي البرز محدود مي شود اين كوهپايه ها با دامنه هاي تند خود به خاك هاي رسوبي دشت پيوسته اند كه از شرق به غرب با شيب ملايم تا كناره هاي درياي خزر گسترده شده است.ارتفاع دشت از سطح درياي خزر چندان زياد نيست. اين دشت با كم شدن آب دريا و عقب نشيني آن پديد آمده است دشت گرگان با اقليم گرمسيري تابستان گرم وزمستان معتدل است.رستني هاي علفي كه يك مرتبه پس ازآغاز بارندگي پاييزي شروع شده و در تمام مدت زمستان زمين را سبز مي كند و بار ديگر در فصل بهار به منتها رشد و شكوفايي خود مي رسد .گاهي تابستان ،بي باران وخشك مي باشد .ضمناً بارندگي در سواحل كوهپايه اي بيشتر از نقاط ديگر است.تركمن ها مهمترين اقليّت جمعيّتي اين منطقه هستند كه در قرن گذشته ار آسيا مركزي به ايران مهاجرت كرده اند و شغل عمده آنان را كشاورزي و گلّه داري تشكيل ميدهد.
بيماريهاي شايع در ناحيه شرقي ساحل درياي خزر
بسياري از بيماري هايي كه در نواحي غربي و مركزي درياي خزر يافت مي شوند در اين منطقه نيز كمابيش منتشر مي باشد ولي علاوه بر آنها يماريهاي ديگري نظير سرطان مري ،سوء تغذيه ،كم خوني هم ممكن است جلب توجه كند و يكي از كانون هاي مهم سل وليشمانيوز پوستي نيز به حساب مي آيد.
فاويسم(حساسيّت به باقلا)
مناطق آندميك بيماري ، شامل مناطق ساحلي شمال و جنوب و جنوب شرقي كشور،مي باشد .در شمال ايران كشت باقلا به فراواني صورت ميگيردو لذا همزمان با آغاز شكوفايي گلهاي باقلا تا پايان برداشت محصول آن،بيماري با شيوع بيشتري يافت ميگرددو داده هاي موجود، حاكي از آن است كه شيوع بيماري در محدوده زماني هفته اول ارديبهشت تاهفته دوّم مرداد ماه مي باشد. همانطور كه قبلاً اشاره شد اين بيماري در مناطق جنوبي و جنوب شرقي كشور ،بويژه در استان فارس و سيستان و بلوچستان نيز با شيوع نسبتاً بالايي عارض ميشود.
وضعيّت بيماري در ايران
الف-كانونهاي مهم نوع شهري
1-كانون تهران
در مناطق مختلف تهران ،نظير شميران، اوين، حصارك،يوسف آبادوغيره يافت مي شود.
2-كانون مشهد
درشمال غربيوجنوبي مشهدودر حال حاضر، در شهرك هاي اطراف مشهدو مخصوصاً به سمت طرقبه ، شايع تر از ساير مناطق است ويكي از مشخصات مهم اين كانون آن است كه در خانه هاي اطراف آن اغلب ،مستاجرين روستايي فقيري زندگي مي كنند كه در اين محل سكونت دايمي نداشته به طور مرتب ،عده اي تازه وارد ،در اين كانون آلوده ميگردند. نيشابور نيز يكي ديگر از كانون هاي مهم ليشمانيوز شهري استان خراسان است كه ميزان آلودگي در محله هاي سر چشمه و كاريز اين شهر از ساير نقاط آن است.
3-كانون شيراز
در اين كانون ميزان شيوع بيماري در جنوب غربي شهر از دروازه كازرون تا قصرالدشت،بيشتر از ساير نقاط مي باشد.
4-كانون كرمان
محله هاي شرقي شهر كرمان بيشتر از ساير مناطق آن آلوده است و در سال هاي اخير شهر بم،كانون عمده ليشمانيوز پوستي شهري در استان كرمان بوده است.
5-كانون هاي پراكنده كم اهميّت
قم،ساوه،كاشان،سبزوار واحتمالاً بعضي از نقاط شهر اصفهان.
ب- كانون هاي مهم نوع روستايي
1-استان اصفهان
2- كانون هاي ،تركمن صحرا،لطف آباد،سرخس و اسفراين
3-كانون هاي بكران و جاجرم ،در شاهرود، نيريز واصطهبان در فارس و ابر كوه در يزد
4-استان خوزستان
مهمترين اين كانون ها در مناطق دزفول،اهواز،شوش،آبادان وسوسنگرد وفكه وموسيان مي باشد.
منطقه ساحلي خليج فارس و درياي عمان
به دو قسمت غربي و شرقي تقسيم مي شود وشامل مناطقي از خوزستان،بوشهر،هرمزگان و سيستان و بلو چستان مي باشد.
بيماري هاي مهم منطقه ساحلي خليج فارس و درياي عمّان
به طور كلّي اين ناحيه ، كم باران و گرم بوده و از غرب به شرق هوا گرمتر و وفور آب كمتر مي شود.منابع آب به صورت سطحي ،بركه اي و باتلاقي است. آفتاب در اين ناحيه گرم و شديد بوده و بويژه به طرف شرق ، تابستان ها غير قابل تحمل مي باشد.
وجود آب هاي سطحي باعث رشد و تكثير چند ناقل بيماري از گروه بي مهرگان مانند حلزون هاي آبزي،سيكلوپس،لاروآنوفل ولارو كولكس مي شود.وجود نخلستان ها و آب هاي سطحي محل نشو و نماي لارو آنوفل هاي ناقل مالاريا در جنوب است.
مناطق كوهستاني مرتفع
به طور كلّي كوه هاي ايران را به چهار رشته تقسيم مي كنند كه عبارتند از رشته كوه هاي شمالي ، رشته كوه هاي غربي ،رشته كوه هاي جنوبي و رشته كوه هاي مركزي و شرقي...... منطقه كوهستاني ايران شامل سلسله جبال البرز وزاگرس مركزي و جنوبي است كه از مناطق دامداري و مراتع وسيع كشاورزي و جنگل ها تشكيل شده است.
بيماري هاي ارتفاعات و كوهپايه ها
به علّت اينكه مراتع فقط در يك فصل ،قابل استفاده هستند وگلّه هاي آن ها از دو مرتع زمستانه و تابستانه استفاده مي كنند و براي اين منظور مجبور به مهاجرت از اردوگاه تابستاني به زمستاني و بالعكس هستند وجود گلّه گوسفندان فراوان همراه با سگ هاي گلّه باعث شيوع بيماري هاي خاصي در اين منطقه مي شودكه ناشي از تماس مستقيم سگ با انسان ،انسان با گوشت و پوست گوسفندان يا ناشي از خوردن شير نجوشيده يا ساير فراورده هاي لبني حيوانات توسط ساكنين است كه باعث ايجاد كيست هيداتيك،هاري،تب مالت،كالاآزار،سالك پوستي شهري،تريكوسترونژيلياز و تب راجعه بشود و بيماري هاي ديگري نظير آسكاريدوز و جذام نيز يافت مي گردد.
مناطق صحرايي
مناطقي كه بين سلسله جبال البرز و زاگرس محصور شده است به دليل ممانعت اين كوه ها از ورود رطوبت و ابرهاي باران زا منطقه اي است با بارندگي كم ،خشك و كويري و شامل دشت لوت و دشت كوير مي با شد.اغلب اين مناطق ،خشك،بي آب و و تقريباً خالي از سكنه مي باشد وشهرها وروستاها ي واقع در اين مناطق اغلب در حواشي كوير قرار دارد.بيشتر ساكنين مناطق حواشي كوير ،كشاورزي هستند و براي آبياري از سيستم قنات استفاده مي كنند. قسمت اعظمي از استان هاي سيستان و بلوچستان ،كرمان،خراسان،سمنان،اصفهان و يزد را مناطق كويري تشكيل مي دهد .
بيماري هاي شايع در مناطق صحرايي و كوير
در اين منطقه عواملي نظير كمبود آب و مشكلات كشاورزي ،در طولتاريخ،جاذبه اي براي تجمع انسان ها وجود نداشته است. ضمناَ تابش آفتابسوزان بر روي شن ها ، فقدان آب هاي سطحي و باتلاق ها،وجود آب بهصورت قنات سر پوشيده،فقدان حيوانات به علّت كمبود مواد غذايي،سببكاهش بروز و شيوع بسياري از بيماري هاي عفوني روده اي و انگلي وبيماري هاي مشترك بين حيوانات و انسان شده است و تنها انواع خاصي ازبيماري هاي منطقه مانند اورام ملتحمه،سوء تغذيه ، پنوموكونيوز،سرطانپوست و ليشمانيوز پوستي،جلب توجه مي كند.همچنين وجود گرد و خاكهمراه وزش باد و برخاستن طوفان هاي شني و بدي تغذيه و عوامل ديگرشايد كمبود لبنيات زمينه ساز شيوع بيماري هايي چون سل،گرديده است.عوامل زمينه ساز بروز بيماري هايي نظير اورام ملتحمه و تراخم را نيزمي توان به كمبود ويتامين A،كمبود لبنيات وميوه ووفور مگس و حشراتديگر نسبت داد.تابش مستقيم آفتاب به پوست همواره زمينه ساز بروز سرطان هاي پوست بوده است.