جوهرهی سیاستگذاریهای توسعه در كشور بر این اصل گاه گفته شده استوار بوده است كه به دلیل كمبود منابع و ثروت و نیز برای بهرهبرداری بهتر از آن باید منابع توسعه در نقاط محدود ولی مطمئنی سرمایهگذاری گردند، تا بعدها از سرریز ثروت ناشی از تحقق توسعهی در آن نقاط، حوزههای پیرامونی و شهرهای كوچك و روستاها نیز بهرهمند شوند. بررسی اجمالی تاثیرات فضایی این سیاستها حاكی از این حقیقت است كه سازوكار سرریز ثروت و توسعه به درستی عمل نمیكند و نتیجه همه آن سیاستها در جمعیت گریزی از روستاها و فربهتر شدن شهرها و كلانشهرها نمودار شده است. همین فربهی بعد از گذر از آستانهای، معلولیتها و بحرانهای موجود شهری را دامن زده است.
اكنون عدهای باز هم خواهان ادامهی این گونه سیاستها و شهری شدن همه هستند؛ اما در عوض عدهای دیگر معتقدند كه توسعه شهری بدون توسعه روستایی ممكن نیست زیرا تعامل موجود بین این دو مانع از تحقق توسعه در هر یك به تنهایی خواهد شد. در این مقاله كه حاصل گفتگو با دكتر سعیدی كارشناس ارشد برنامهریزی شهری و منطقهای میباشد، ابعاد مختلف این رابطه و مناسبات و نیز رویكردهای مختلف در این باره، همراه با تحلیل سیاستهای حكومت در طی برنامههای توسعه به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت
19:28 توسط جلال نعمت اللهي| |