چکیده
در کشور ایران اقلیمهای متفاوتی وجود دارد، بنابراین تنوع گیاهان دارویی آن نیز زیاد است. بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دو چندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود گیاهان دارویی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است. با توجه به اینکه برای رسیدن به استانداردهای بین المللی فضای سبز سرانه، به فضای سبزی با چند برابر سطح موجود نیازمندیم، سطح فضای سبز لازم چند برابر خواهد بود و با وارد کردن گیاهان دارویی در فهرست گیاهان مناسب برای فضای سبز جامعه گیاهان دارویی گسترش قابل توجهی پیدا می کند. با کشت گیاهان دارویی در فضای سبز بخشی از هزینه های ریالی قابل بازیافت است و با توجه به نزدیکی این مکانها به مراکز صنعتی و تجاری هزینه حمل و نقل نیز کاهش می یابد.













خانه تنها مکاني است که اولين تجربه هاي بي واسطه با فضا در انزوا و جمع آوري در آن صورت مي گيرد. خلوت با خود، همسر، فرزندان و ديگران، همه و همه بي تعرض غير در آن ممکن مي گردد».
(تادآئو آندو)
مسکن به عنوان يکي از پديده هاي واقعي، از نخستين مسايلي است که بشر همواره با آن دست به گريبان بوده و همواره در تلاش براي دگرگوني و يافتن پاسخي مناسب، معقول و انديشيده براي آن است. لذا مسکن يک نياز است اما نه هر مسکني، آنچه که ايده آل آدمي است دسترسي به مسکني مناسب است. از اين روي بايد دانست مسکن مناسب کدام است. مقاله حاضر به بررسي شاخص هاي کيفيت مسکن مناسب در محلات شهري مي پردازد. در راستاي رسيدن به اين مهم ابتدا بايد دانست مسکن چيست و جايگاه آن در برنامه ريزي شهري کدام است.
كلمات كليدي : مسكن مناسب، شاخص هاي كيفيت مسكن ، شكل مسكن ، استحكام مسكن ، امنيت مسكن ، دسترسي به تسهيلات شهري ، دسترسي به فضاي باز ، زيرساخت هاي شهري ، تأسيسات شهري ، جايگاه مسكن در برنامه_ ريزي شهري
نقش نيروي انساني در فرايند توسعه پايدار ، نقشي مهم و بي بديل است و آينده هر ملتي را نيروي انساني آن تعيين ميکند.سهم نيروي انساني در ثروت کشورها، در ژاپن 80، آلمان و اسپانيا 78 و ترکيه 72درصد است.
"توسعه" مترادف واژه انگليسي " development" در لغت به معناي رشد تدريجي در جهت پيشرفتهترشدن, قدرتمندترشدن و حتي بزرگترشدن است. (فرهنگ لغات آکسفورد, 2001).
رشد سريع جمعيت شهرها به دليل نرخ بالاي مواليد و مهاجرت به شهرها ، به همان نسبت مصرف منابع در آنها و انتشار آلودگي از آنها را افزايش داده و امروزه نه تنها تعادل اقتصادي و اجتماعي درون شهرها را برهم زده است بلكه موجب عدم تعادل اكولوژيك منطقه اي كه در آن قرار گرفته اند نيز شده و عرصه هاي طبيعي را روز به روز بيشتر بر زيستمندان آن تنگ كرده است . اين امر درست خلاف اصول توسعه پايدار براي شهرها و محيط زيست مي باشد. لذا براي دستيابي به توسعه متوازن و پايدار شهرها و محيط زيست در دراز مدت ، نياز به بازنگري روابط موجود بين اجزاء سيستم هاي درون شهر ، شهر با محيط زيست خود ، شهر با ساير شهرها و مناطق جهان مي باشد.1
براي تعيين درجه سلامتي و پايداري اين روابط ، متخصصان امر شاخص ها و معيارهاي مختلفي را ذكر مي كنند در اين كميته سعي شده است با ذكر تعدادي از اين نظريات و جمع بندي از آنها مجموعه تا حد امكان ارزيابي وضعيت زيست محيطي شهرهاي كشور را بعمل آورد. (نگرش بوم شناسانه (1)).